شيخ ذبيح الله محلاتى

246

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

تا من دفع اين فتنه نكنم از پاى ننشينم اين وقت جامه بازرگانان دربر كرده و ده الاغ برداشته و بعضى اشياء بازرگانان حمل داده و مقدارى سياه‌دانه با علوفه مسموم مخلوط كرده با هفت تن از سپاهيان راه قلعه‌اى كه كرم در آنجا بود پيش گرفته‌اند و با لشكريان گفت كه من چون كار آن كرم را به پايان برم آتشى روشن بنمايم اگر شب باشد و اگر روز بوده باشد دود بنمايم كه كمينگاه شما ديده شود پس بىتوانى آهنگ قلعه كنيد اين بگفت و بارهاى خويش را بقلعه آورد و در آن قلّعه شصت تن از سپاهيان هفت واو پاسبان كرم بودند چون آن بازرگانان را بديدند شاد شدند و بگرد ايشان درآمدند اردشير گفت چون من طالع اين كرم را دانسته‌ام مقدارى از علوفه بنزديك او آورده‌ام تا به دو تقرب جويم و به بخت او كار من بسامان بيايد چه آنكه پنج سال بيش نيست كه هفت واو اين كرم را يافته و از مقام كارگرى بمدارج دولت و عزت نائل شده است اين بگفت و با پرستاران كرم رسم مؤالفت و مودت آغاز كرد و دو روز با ايشان خوش بزيست و روز سوم آنها را ميهمان كرده و جمله را به شراب ناب سرگران كرد چون سستى باده در اعضاى ايشان دويد از جاى بجنبيد و آن علوفه زهرآلود را برداشته بر سر صندوق آورد و سر او را باز كرد چون كرم از او خوردن گرفت گلوى او بتراكيد و هلاك گرديد پس اردشير با آن هفت تن كه در همراه داشت تيغ بركشيدند و آن جماعت پرستاران كرم را بجملگى كشته‌اند و آتشى بزرگ برافروخت تا لشكريان رسيدند و شهر را فتح كردند و اردشير هشتاد و هشت سال زندگانى كرد و مدت پادشاهى او بيست و پنج سال بود و او مردى باكياست بود و او را كتابى بنام كارنامه بود كه مشتمل بر ذكر سفرهاى